مرتضى مطهرى

228

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

كنند و اين آتش است كه با دهاك ( ضحاك ) پيكار كرد . » « 1 » در فصل 17 بندهش دربارهء « آذر گُشْنَسْب » كه سومين آتشكدهء بزرگ و اصلى است ، طبق نقل خود آقاى دكتر معين در كتاب مزديسنا و ادب پارسى چنين آمده است : « آذر گشنسب تا هنگام پادشاهى كيخسرو هماره پناه جهان بود . وقتى كه كيخسروب درياچهء چچست را ويران كرد ، آن آتش به يال اسب او فرو نشست ، سياهى و تيرگى را بر طرف نمود و روشنايى بخشيد ، به طورى كه او توانست بتكده را ويران كند . در همان محل در بالاى كوه اسنوند دادگاهى ( معبدى ) ساخت و آذر گشنسب را فرو نشاند . » « 2 » ايضاً از بندهش دربارهء همين آتش نقل مىكند : « يكى از سه شرارهء مينوى بوده كه به جهان خاكى براى امداد جهانيان فرود آمده ، در آذربايجان قرار گرفت . » « 3 » فردوسى در داستان رفتن كيكاوس و كيخسرو به آتشكدهء آذرگشسب مىگويد : بباشيم در پيش آذر بپاى * مگر پاك يزدان بود رهنماى به جايى كه او دارد آرامگاه * نمايد نمايندهء داد راه كدام طايفه از طوايف بت پرستان براى ارباب انواعى كه قائل بودند ، بيش از اين قدرت معنوى و ماوراء الطبيعى قائل بوده‌اند ؟ . در مجلهء « هوخت » ارگان انجمن زردشتيان تهران ، مقاله‌اى به قلم « موبد اردشير آذرگشسب » تحت عنوان « رد اتهامات » نوشته شده و ادعا شده است كه زردشتيان هيچ گاه آتش پرست نبوده و نيستند . در آن مقاله مىنويسد : « ما با آوردن آياتى از كتابهاى آسمانى ثابت خواهيم كرد كه خداوند تبارك و تعالى خود نورالانوار و منبع فروغهاى گوناگون است و زردشتيان با روآوردن به سوى آتش و نور در حين ستايش ، در حقيقت به وسيلهء نور با خداى خود راز و نياز مىنمايند و از او استمداد مىجويند . و اين موضوع

--> ( 1 ) . همان ، ص 339 و 340 . ( 2 ) . همان ، ص 311 . ( 3 ) . همان ، ص 112 .